مامان بافنده شد...
دختر قشنگم از اون جایی که مامان دوست داره از هر هنری یه خورده بلد باشه ایندفعه رفته سراغ بافتنی
واز سه هفته پیش داشت برات این بلوز وشلوار رو میبافت تا شب یلدا بهت هدیه بده ولی اماده نشد ودو روز بعد بهت داد
مهم نیست دخترم اصل نیت مامان بوده تا شما رو خوشحال کنه البته خودم از پوشیدنت بیشتر ذوق کردم
این شعر روهم وقتی میپوشی برات میخونم وکلی ذوق میکنی عسلم..![]()
تپلویم تپلو"صورتم مثل هلو قدوبالام کوتاهه"چشم وابروم سیاهه
مامان خوبی دارم میشینه توی خونه"میبافه دونه دون
میپوشم خوشگل میشم مثل دسته گل میشم
مبارکت باشه دسته گل مامان..
.

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مامان بافنده شد...
