عسلم ... چند روز پیش رفته بودیم آرایشگاه تا مامان یکم موهاشو کوتاه کنه چون هم ریزشش زیاد شده بود وهم یکم موخره افتاده بود .قربونت برم که انقدر ذوق میکردی کی گفته دخترا نسبت به مامانشون حسود میشن دختر من که از دیدن اینکه مامانش خوشگلتر بشه وقشنگترین چیزهارو داشته باشه از همین سن کمش لذت میبره.خلاصه آزیتا جون که موهامو کوتاه کرد گفت میخوای موهای ناز دختر روهم کوتاه کنی ومنم گفتم نه پدر جونمون عاشقه موهای پرنسسم هستش ودوست داره دخترش گیسو کمند باشه اونم گفت پس باید موهاشو هفته ای یک بار ویتامینه کنی تا سالم بمونه وموهای ابریشمی دخترم خوشگلتر بشه ومنم که دوست دارم دخترم همیشه خوشگلتر از همیشه بدرخشه یه ماسک مو برات گرفتم واز این به بعد ه...